تبلیغات
sargarmi - موجودات خیالی:
liverpoole ghahreman

موجودات خیالی:

دوشنبه 26 مهر 1389 08:11 ب.ظ

نویسنده : m s

ابوالهول(spxhin) :
ابوالهول جانوری مصری است كه سر آدم و بدن شیر دارد.جادوگران برای نگهداری و نگهبانی از اشیای قیمتی از ان استفاده می كنند.این موجود بسیار هوشمند است و از طرح معما و چیستان لذت می برد.معمولا فقط زمانی خطرناك می شود كه آن چه از آن پاسداری می كند در خطر باشد.


غول غار نشین :
طول قامت این جانور به 3.5 متر می رسدو وزنش بالای 1 تن است.زادگاه این موجود كشور اسكاندیناوی است.3 نوع غول غار نشین داریم:كوهستانی و جنگلی و رود خانه ای.غول غار نشین كوهستانی بسیار وحشی و بزرگتر از بقیه است.سرش بی مو و پوست بدنش به رنگ خاكستری روشن است.غول غارنشین جنگلی پوستی به رنگ سبز بسیار روشن دارد.برخی از انها مو دارند و بعضی ندارند.غول غارنشین رودخانه ای شاخ های كوتاهی دارد و ممكن است پشمالو باشد. رنگ پوستش كبوداست و در زیر پل رود خانه ها كمین می كند.موجودی با دو شاخ تنه ی بزرگ و در یونان قدیم یافت می شده است.

ققنوس :
پرنده ای قرمز رنگ که در شادی و غم آوازی می سراید که این آواز به کسانی که احساس ترس می کنند قدرت می دهد
اشکش شفا دهنده است و می تواند تا ده برابر وزنش را حمل کند.
جوجه اش از خاکسترش به وجود می آید .

گروتسک :
دارای صورتی شبیه انسان اما سرش هفت برابر سر انسان معمولی ،دو متر پهنا ده دوازده متر درازا، بدنش مثل حلزونی غول پیکر ،دوکی شکل است ده ها دست هیچ بازو پا یا پنجه ای ندارد روی صد ها انگشتش اهسته به جلو می خزد .

آكرومانتیولا (Acromantula) :
آكرومانتیولا نوعی عنكبوت هشت چشم غول آساست كه می تواند به زبان انسان ها تكلم كند.تمام بدن این جانور را موهای ضخیم و سیاهی فرا گرفته است.طول پاهایش به چهار و نیم متر می رسد.این جانور هنگام خشم با به هم زدن چنگ هایش صدای تق تق خاصی ایجاد می كند در ضمن این موجود گوشتخوار است.

باسیلیسك(basilisk) :
باسیلیسك به سلطان افعی ها معروف است و اولین بار توسط هرپوی كثیف،جادوگر سیاه یونانی كه مار زبان بود پدید آمد.او دریافت كه اگر تخم مرغ را زیر پای یك وزغ پرورش دهدیك افعی غول پیكر با قدرت و خطرناك و غیر عادی پدید می آید.باسیلیسك یك افعی سبز درخشان است كه گاهی اوقات طول آن به 15 متر نیز می رسد.زهر نیش این جانور بسیار خطرناك است اما خطرناك ترین ابزار آن در زمان حمله چشمان درشت زرد رنگ و نگاهش است.هر كسی مستقیم به چشم این جانور نگاه كند بی درنگ كشته خواهد شد.

تك شاخ :
تك شاخ جانور زیبایی است كه در سراسر جنگلهای شمال اروپا پیدا می شود. این جانور كه یك اسب شاخدار است،به رنگ سفید درخشان می باشدكره آن طلایی رنگ است و قبل از بلوغ به رنگ نقره ای در میاید-قبل از 7 سالگی-.خون،مو و شاخ این حیوون برای قدرت و عمر طولانی ،چوبدستی جادویی و معجون سازی به كار میرود.
تك شاخ از انسان اجتناب می ورزد و در صورت اجبار،زنان را به مردان ترجیح می دهد.مشخصه این جانور سرعت دو بسیار زیادش است.

هیپوگریف :
زادگاه اصلی هیپوگریف اروپاست ولی در همه نقاط جهان یافت می شود.سر آن مانند یه عقاب غول پیكر و تنه آن،تنه اسب است.اهلی كردن آن امكان پذیر است ولی فقط باید توسط جادوگران متخصص انجام گیرد.هنگام نزدیك شدن به جانور باید به او خیره شد و تعظیم كرد،اگر هیپوگریف هم تعظیم كند نشانه آن است كه شخص می تواند بهش نزدیك شود.
هیپوگریف از جانوران و حشرات كوچك تغذیه می كند.جوجه آن بعد از یك هفته قادر به پرواز و بعد از چند ماه آماده سفرهای طولانی است.
هیپوگریفی كه بهش توهین شود وحشی شده و تلاش به كشتن طرف می كند.

سانتور :
سنتور (به یونانی: Κένταυροι، تلفظ: کنتوروس) در میان اساطیر یونان جز معروف ترین موجودات است. سانتور موجودی است نیمی انسان و نیمی اسب، با سر و دو دست و بالاتنهٔ انسان و بدن و چهار پای اسب، به این شکل که قسمت انسانی از جایی که گردن اسب باید شروع می‌شد به جای آن قرار دارد.
سنتورها قدرت تکلم انسان را دارند و در رنگ های گوناگون یافت می شوند. سنتورها با روش های ویژه ای از دید انسانها مخفی می مانند. همچنین آن ها در جنگل زندگی می کنند و زیستگاه اصلیشان کشور یونان است.
سنتور ها روش‌های ویژه‌ای در استتار و مخفی ماندن دارند که این روش ها هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد. آن ها به صورت قبیله ای زندگی می کنند و از علومشان برای زندگی استفاده می کنند ... سنتور ها بر علوم سحر آمیز شفا و پیشگویی و همچنین نجوم تسلط خاصی دارند.
سنتورها با تیر و کمان زبانزد خاص و عام است. اکثر سنتورها از برخورد و معاشرت با انسان ها خشنود نمی شوند و خود را بسیار برتر از انسان می دانند و با انسان بر خورد خوبی ندارند که می توانی سنتوری را نام برد که در افسانه های یونان باعث مرگ هرکول شد. اما انواع دیگری نیز در میان افسانه ها یافت می شود مانند یکی از سنتورهای داستان هری پاتر که با انسان بر خورد خوبی دارند.

هابیت :
هابیت‌ها گونه‌ای از موجودات تخیلی در رمان ارباب حلقه‌ها هستند.
در ابتدای كتاب‌های ارباب‌ حلقه‌ها(ترجمه از انتشارات روزنه) و هابیت(ترجمه از نشر جشمه)، توضیحاتی در مورد هابیت‌ها آورده شده است كه در این‌جا كمی از آن كمك گرفته شده است. هابیت‌ها موجودات كوچكی هستند كه نصف قد ما را دارند. لباس‌هایی به رنگ روشن می‌پوشند. ولی كفش به پا نمی‌كنند، زیرا كف پاهایشان به طور طبیعی پوستی چون چرم دارد و پوشیده از موهای ضخیم و مجعد است، موهایی بسیار شبیه موهای سرشان و اغلب به رنگ قهوه‌ای. چهره‌هایشان مهربان و گشاده است، با چشمانی روشن، گونه‌هایی سرخ، و دهان‌هایی مستعد خنده و خوردن و آشامیدن. آنان مردمانی كوچك‌ و باریك اندام و لاغرند، اندازهٔ قامتشان متفاوت است و ممكن است از 60 تا 120 سانتی‌متر باشد. شیفتهٔ شوخی‌های ساده و 6 وعده غذا در روز هستند. مهمان‌نواز هستند و به هدیه دادن و هدیه گرفتن علاقه دارند. همهٔ هابیت‌ها در اصل داخل سوراخ‌‌های راحت و مجللی در تپه‌ها زندگی می‌كنند و در چنین خانه‌هایی بیش‌تر احساس راحتی را دارند ولی در طول زمان مجبور شدند شكل‌های دیگری از خانه را هم بسازند. آن‌ها از ماجراجویی بیزار هستند. آن‌ها مردمانی آرام و بی‌مزاحمت، اما بسیار قدیمی‌‌اند و تعدادشان در گذشته‌ها بسیار بیش‌تر از اكنون بوده است، چرا كه آنان عاشق صلح و آرامش و زمین‌های زراعتی خوب بودند. از ماشین‌های پیچیده‌ سر در نمی‌آوردند و آن‌ها را دوست نداشتند و هنوز هم دوست ندارند، اما ابزار را ماهرانه استفاده می‌كردند. همواره از آدم‌ها دوری می‌كنند. چشم و گوشی تیز دارند و اگر چه مستعد چاق شدن‌اند و بی‌آن‌كه ضرورت باشد، عجله نمی‌كنند و شتاب نمی‌ورزند، اما در حركات خود چالاك و ورزیده‌اند.
فرودو، قهرمان اصلی این رمان نیز از نژاد هابیت هاست. او به علت فوت پدر و مادرش نزد عمویش بیلبو زندگی می‌کند.

شبحواره :
یه جور موجود تو مایه های خون آشام.پوست ارغوانی و وحشی.اینها قبلا انسان معمولی بوده اند که بعد از خون گرفتن از شبحواره های دیگر،خود نیز شبحواره شدند.شبحواره ها انسان را بیهوش کرده و تمام خون او را می مکند.

شیردال :
شیردال‌ها موجوداتی افسانه‌ای با تن شیر و سر عقاب (دال) و گوش اسب هستند. دال واژه فارسی برای عقاب است. تندیس‌های به شکل شیردال در معماری کاربرد زیادی دارند. شیردال‌ها در معماری عیلامی کاربرد داشتند و نمونه‌ برجسته‌ای از آن در شوش پیدا شده است. روی کفل این شیردال نوشته‌ای است بخط میخی عیلامی از اونتاش گال که آن جانور را به اینشوشیناک خدای خدایان عیلام هدیه کرده است. این شیردال که بدست بانو گیرشمن بازسازی شده است در موزه شوش نگاهداری می‌شود.
مردم باستان شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند.
همچنین شیردال نشان خاندان پادشاهی سوئد نیز هست.

لولو خورخوره :
توی هری پاتر لولو خورخوره یه موجودیه که به شکل چیزی در میاد که طرف مقابلش خیلی از او وحشت داره ولی با یه طلسم از بین میره.
لولو خورخوره یا لولو موجودی خیالی است ساخته و پرداخته پندار افراد جهت ترساندن کودکان شیطان.
مادران و پدران معمولاً برای کنترل رفتار کودک کوچک، به ویژه برای اطمینان از اینکه کودک غذای خود را بخورد به او تلقین می‌کنند که در صورت بدرفتاری یا نخوردن غدا، لولو آنها را خواهد خورد. شکل و ریخت خاصی برای لولوخورخوره تعریف نشده است.
صفت خورخوره به معنای «بسیارخوار» است. گاه لولوخورخوره به معنای موجودی نامرئی است که وسایل خانه یا ... را می دزدد.
در بسیاری از فرهنگ‌های جهان مشابه این موجود خیالی وجود دارد.

چند نمونه از لولوها در فرهنگ‌های دیگر:
برزیل: del saco یا homem do saco، یعنی مرد کیسه‌ای. والدین به کودکان شیطان می‌گویند که مرد کیسه‌ای آنها را در کیسه‌اش جمع می‌کند و می‎برد.
ایتالیا: l'uomo nero یعنی مرد سیاه. مرد سیاه بچه‌ها را نمی‌خورد بلکه آنها را به مکانی ترسناک می‌برد.
اسپانیا: El Coco، ال کوکو معمولاً بچه‌هایی که نمی‌خوابند را می‌برد.
رومانی: bau-bau
بلغارستان: Torbalan (مرد کیسه‌دار) که بچه‌ها را می‌رباید، یا talasam که شب‌ها از زیرشیروانی بیرون می‌آید و بچه‌ها را می‌ترساند.
هندوستان: لولوخورخوره در ایالت تامیل نادو در جنوب هند Rettai Kannan نام دارد و در ایالت آندرا پرادش به آن Buchadu می‌گویند.

خون آشام :
خون‌آشام در افسانه‌ها و خرافات مردم اروپا، جنازه‌ای زنده است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون مردم می‌مکد. در این تخیلات، خون‌آشام‌ها دندان‌های نیش‌بلندی دارند که با آن‌ها از گردن زندگان خون می‌مکند، و معمولاً دارای قدرت‌های فوق بشری از جمله زندگی جاوید هستند. در داستان‌های زیادی خون‌آشام‌ها مردم را به بردگی می‌‌کشند و خود آنها را نیز به خون آشام تبدیل می‌کنند. رسم بر این است که برای دور کردن خون آشام‌ها طلسم‌های ویژه‌ای استفاده شود. برای کشتن او باید سرش را از تن جدا کرد و میخی بلند را به قلب او فرو کرد. خون‌آشام‌ها از عقاید خرافی به ادبیات کلاسیک و مدرن جهان وارد شده‌اند و امروزه کتابها و فیلم‌های فروانی با داستان‌های متفاوت در مورد آنها ساخته می‌شود. مشهورترین شخصیت خون‌آشام در عرصهٔ ادبیات، دراکولا نام دارد که زادهٔ ذهن برام استوکر نویسندهٔ بریتانیایی است.
خون‌آشام‌ها در ادبیات:
دراکولا نوشتهٔ برام استوکر
تاریخچهٔ خون‌آشام نوشتهٔ آن رایس
خوش‌آشام‌ها در سینما:
دراکولای برام استوکر به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا
دنیای زیرین (Underworld)
سه‌گانهٔ تیغه: تیغه، تیغه۲ ، تیغه‌۳
مصاحبه با خون‌آشام
پسران گمشده
نوسفراتو

پری دریایی :
پری دریایی یک موجود افسانه‌ای آبزی است که سر و تنه‌ای به شکل انسان (زن) و دمی شبیه به ماهی دارد. پری دریایی در افسانه‌های بسیاری از فرهنگ‌های جهان، از تمدن آشوریان تا بابل و یونان باستان وجود دارد. در بعضی افسانه‌های اروپایی آمده پری دریایی توانایی برآورده کردن آرزوهای انسان‌ها را دارد، و در ژاپن معروف است که خوردن گوشت پری دریایی سبب جوان ماندن و زندگی جاوید می‌شود.
پری دریایی یکی از خوشنام‌ترین موجودات افسانه‌ای در فرهنگ عامیانه است و محتمل است که بسیاری از این شهرت را مدیون داستان پری دریایی کوچولو نوشتهٔ هانس کریستین اندرسن در سال ۱۸۳۶م باشد.

گرگینه :
گرگینه موجودی افسانه‌ای و از خرافات مردم اروپا است. گرگینه‌ انسانی است که شب‌هایی که ماه کامل است (ماه شب چهارده) به صورت گرگ درمی‌آید. چنین شخصی یا از راه بکار بردن افسون و جادو و یا در پی طلسم شدن از سوی کس دیگر تبدیل به گرگمرد می‌شود. ساده‌ترین راه برهنه شدن و بستن کمربندی از جنس پوست گرگ، و یا پوشیدن پوست کامل حیوان است. اگر یک گرگمرد طوری کسی را گاز بگیرد که بزاقش وارد جریان خون شخص شود، قربانی هم به گرگمرد تبدیل می‌شود. اصطلاح دیگری که در این رابطه بکار می‌رود اصطلاح گرگ‌دیسی و گرگمرد است.
گرگینه ها در ادبیات:
مجموعه هری پاتر
مجموعه دیسک‌وُرد نوشتهٔ تری پرَچِت
گرگینه ها در سینما:
گرگ (۱۹۸۵)
ماهی بزرگ (۲۰۰۳)

ترول (نوعی غول) :
ترول را در ازای ترجمه توروگ سینداری به کار برده ایم. اینان در آغاز، یعنی شامگاه روزگار پیشین در گذشته های بسیار دور، موجوداتی کند ذهن و خنگ بودند . اما سائورون آنها را به کار گرفت و تا آنجا که توان آموختن داشتند، به آنها چیز آموخت و با شرارت بر عقل و شعورشان افزود. از این رو ترول ها زبان را در حدی که از پس آ ن بر می آمدند، از اورک ها آموختند؛ و ترول های سنگی در سرزمین های غرب به شکل تحریف شده ای از زبان مشترک سخن می گفتند.
اما در اواخر دوران سوم نژادی از ترول ها که پیش تر دیده نشده بود، در سیاه بیشه جنوبی و مرزهای کوهستانی موردور پدیدار شد. آنها را در زبان سیاه اولوگ ــ هی می نامیدند. در این که آنها را سائورون پرورده بود هیچ تردیدی وجود نداشت، اما از کدام خمیر معلوم نبود. برخی بر این اعتقاد بودند که آنها ترول نیستند، بلکه اورک های غول آسا هستند؛ اما اولوگ ــ هی از نظر جسم و ذهن حتی به بزرگ ترین نژاد اورک ها کاملاً بی شباهت بودند و از لحاظ جثه و قدرت بر آنها پیشی می گرفتند. ترول بودند، اما مالامال از اراده پلید ارباب شان : نژادی مهیب، قوی، چالاک، درنده خو و مکار، اما سخت تر از سنگ اما بر خلاف نژاد قدیمی تر دوره شامگاه، تا هنگامی که اراده سائورون آنها را زیر نفوذ خود گرفته بود، نور خورشید را تاب می آوردند. کم سخن می گفتند و تنها زبانی که می دانستند، زبان سیاه باراد ــ دور بود.

جن كوتوله(pixie) :
بدن این موجودات به رنگه آبی فیروزه ای است و طول قامتش به 20 سانتی متر نمی رسد.این جانور بسیار شرور است و از شوخی و مسخرگی لذت می برد. این جانور به گوش افراد نا آگاه می چسبدو ان ها را با خود به بالای ساختمان و درختان بلند حمل می كند.(مثل نویل در كتاب حفره اسرار)


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -