تبلیغات
sargarmi - ادیسیوس:
liverpoole ghahreman

ادیسیوس:

دوشنبه 26 مهر 1389 08:20 ب.ظ

نویسنده : m s
پس از آشیل و پاتروکل بزرگ‌ترین و نام آورترین قهرمان یونان است. او در هوشمندی و نیرنگ بازی نامی بلند برای خویش به جا گذاشته. او پادشاه ایتاک، فرزند لائرت و آنتیکله بود و با پنه‌لوپه دختر ایکاریوس، پیوند زناشویی بست و از پیوند آنان تلماک متولد شد.

وقتی پاریس هلن را ربود، منلائوس خواستار جنگ با ایشان گشت و آگاممنون این را پذیرفت و از هم‌پیمانانش           در خواست کمک کرد، او کوشید از رفتن به تروا تن باز زند اما تلاشش بیهوده ماند اما قبل از این که با آنان همراه شود به سوی سکیروس روی گرداند تا در آن جا آشیل نوجوان را بیابد او که در جامه زنان در قصر لیکومد به امر مادرش تتیس پنهان شده بود و روزگار می‌گذارند، اولیس هوشمند برای باز شناختن آشیل حیله کرد و به شکل بازرگانان در آمد و بارش را از جواهرات پر کرد و در میانشان شمشیری گذاشت و به درون قصر راه باز یافت. آشیل از میان جواهرات شمشیر را انتخاب کرد و ادیسیوس او را شناخت و با خود همراه کرد. ده سال اول به جمع کردن لشکر گذشت و پس از آن آنان به راه افتادند و اینان در راه تروا به هر منزل و شهری که می‌رسیدند دست به غارت می‌زدند تا به تِبِس شهری که سپند ائیتون بر آن حکم می‌راند رسیدند. پس از فتح آن، ایشان به سوی تروا رهسپار شدند. ده سال دوم نبرد که با تروایی‌ها می‌جنگیند، اولیس به پاس کارهایش نامش پر آوازه گشت و بر همگان سر آمد:

او دیومد خسته تن را تیمار کرد، دلون را کشت؛ به همراه دیومد به درون باروهای تروا راه جست. بر دو اسب نامدار رزوس دست یافت، در بازی‌هایی که در آیین سوگ و مرگ پاتروکل برگزار شد بر دو آژاکس پیشی یافت و آنان را شکست داد. او یکی از کسانی بود که برای آشتی دادن آشیل و آگاممنون به سوی آشیل رفت اما موفق نشد. اینان قهرمانی‌های وی بودند که در این منظوم «ایلیاد» آمده‌است. و بعد از آن، او برای راه یافتن به آن سوی دیوار‌های نفوذ ناپذیر تروا حیله کرد، به آخاییان پیشنهاد داد که اسبی چوبین بسازند و آن را پیش کش تروجانی‌ها کنند و وانمود کنند که شکست خوردند این حیله کارگر شد و آنان در دل اسب به تروا راه یاقتند و از آن عظمت فقط خاکستر باقی گذاشتند. بازگشت ادیسیوس نیز ماجراهای بسیار دارد که هومر از آن نیز کتاب به نظم در آوردِ که در یونان اودیسئوس نام گرفته‌است.
بر روان پوزئیدون به این سبب که اولیس چشم یگانه، غول پولیفم مینوی، را که یکی از نیرومندترین غولان بوده‌است کور کرده کینی نشسته بود و او بدون این که اولیس را بکشد، او را دور از وطن‌اش سر گردان می‌کند. اما بعد از ده سال سر گردانی اولیس به ایتاک باز می‌گردد پنه‌لوپه که دیگر نمی‌توانست از پس خواستگاران بر بیاید مسابقه‌ای طرح کردِ بود که هر کس که بتواند کمان اولیس را فرو کشد و تیری را از میان دوازده تبر که در پی هم چیده شده‌اند بگذارند با وی عروسی می‌کند. اولیس لباس مبدل پوشید و به جمع خواستگاران پیوست و تنها کسی بود که توانست کمان را کشد آن گاه خود را نمایان کرد و از کشته خواستگاران پشته ساخت و انتقام خود را از خواستگاران که در این چند سال بر اموال او افتاده بودند گرفت.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -