تبلیغات
sargarmi - aragorn
liverpoole ghahreman

aragorn

شنبه 12 دی 1388 03:55 ق.ظ

نویسنده : m s
ارسال شده در: The Lord Of The Rings ،
آراگورن (Aragorn) یا آراگورن دوم یکی از شخصیت‌های خیالی کتاب رشته‌افسانه‌ (Legendarium) نوشته شده توسط تالکین است.
نژاد : انسان
اقامتگاه : ریوندل ، بعد‌ها در میناس تیریت و سپس آنومیناس
فرزندان : ۱ پسر الداریون و دختران بسیار
شمشیر : آندوریل
اسب : روهه رین و هاسوفل
نشان : درخت سپید با هفت ستاره و تاج الندیل

زندگینامه:

آراگورن در ۱ عصر سوم ۲۹۳۱ دیده به جهان گشود. و تنها دو سال بعد از تولدش هنگامی که پدرش آراتورن دوم توسط ارک‌ها کشته شد شانزدهمین سالار دونه داین گشت. مادر آراگورن گیل رائن اورا به منزل الروند در ریوندل برد تا در انجا زندگی کند. الروند آراگورن را به عنوان پسر خوانده اش می‌پذیرد و نام استل را برای او بر می‌گزیند. ارگورن تا سال ۲۹۵۱ از نام واقعی و جد و سلسله اش آگاه نشد تا هنگامی که او به بیست سالگی رسید الروند تشخیص داد که او دیگر برای خودش مردی شده‌است و در این زمان دو گنجینه سلسله ایزیلدور را به او واگذار کرد: حلقه باراهیر و تکه‌های شمشیر نارسیل.

روز بعد آراگورن، آرون را می‌بیند که از لوتلورین به ریوندل بازگشته تا پدرش الروند را ببیند. هنگامی که آراگورن آرون را دید او را تینوویل خواند، چرا که زیبایی خیره کننده اش یادآور لوتین تینوویل، الفی که زندگی جاودانه اش را فدای عشق برن فانی نمود، آراگورن در عشق آرون گرفتار می‌شود. الروند به آرون تذکر می‌دهد که اگر او آراگورن را انتخاب نماید می‌بایست همانند لوتین فانی شود و همچنین سن و تجربه و به علاوه دودمانش بسیار فراتر از آراگورن می‌باشد. الروند به آراگورن می‌گوید که آزمایش‌ها و وقایع بسیاری در انتظار اوست :

« آراگورن فرزند آراتورن، ارباب دونه داین، به من گوش کن. سرنوشتی بزرگ در انتظار توست. باشد که یا فراتر از افتخارات تمام پدرانت تا روزگار الندیل قرار گیری یا در اعماق تاریکی به همراه تمام خویشان باقی مانده ات سقوط کنی.  »

آراگورن ریوندل را ترک می‌کند و برای کسب دانش و تجربه به ماجراجویی در سرزمین میانه می‌پردازد. ابتدا به دورترین نقاط شرق رون و سپس به جنوب به هاراد می‌رود. حتی یکبار از موریا از دروازه دیمریل می‌گذرد و حتی در اطراف موردور پرسه می‌زند تا درباره نقشه‌های ساورون آگاه شود. در ۲۹۵۶ او گندالف خاکستری را ملاقات می‌کند و دوست و متحد هم می‌شوند و مدتی را هم با یکدیگر سفر و طی طریق می‌نمایند. آراگورن مدتی در خدمت پادشاه روهان، تنگل بود و همراه آنان می‌راند. و مدتی هم از افسران اکتالیون دوم. کارگزار گاندور بود.در آنجا آراگورن هویتش را مخفی نگه می‌داشت واو را تورونگیل (شاهین ستاره) می‌خواندند. چرا که سرعت و دید زیادی داشت و ستاره‌ای نقره‌ای را با خود حمل می‌نمود. او به اکتالیون اخطار داد تا به سارومان جادوگر اعتماد نکند و پس از آن به جنوب رفت تا دزدان دریایی آمبار را مهار کند. اکتالیون به افسر مرموز خودش حتی بیشتر از فرزندش دنه تور علاقه داشت ولی آراگورن یک روز ناگهان گاندور را ترک کرد همانطور که ناگهان آمده بود.

سال ۲۹۸۰ آراگورن به سمت ریوندل برمی گشت تا اندکی بیاساید. چرا که بسیار خسته بود. هنگامی که به لوتلورین رسید آرون را در آنجا یافت. آنها فصلی را باهم در جنگل نقره‌ای گذراندند و در جشن نیمه تابستان (۲۴ ژوئن) بر فراز کرین آمروت با یکدیگر نامزد شدند. اما در برگشت آراگورن به ریوندل الروند به او گفت که آرون با کسی کمتر از پادشاه گاندور و آرنور ازدواج نمی‌کند. برای همین دوباره آراگورن راهی حیات وحش شد. (البته این شرط در مقایسه با شرطی که تینگول برای ازدواج برن فانی و لیتویین مبنی بر باز پس گیری سیلماریل از چنگال مورگوت شرط سبکی به حساب می‌آمد و در هر دو مورد بهای بسیاری که همانا فانی گشتن آرون و لیتویین بود می‌بایست پرداخت گردد.)

وقتی آراگورن از منزل مادرش را در اریادور دیدن کرد او به اراگورن گفت که او نمی‌تواند با سایه که هر آن در حال فزونی است مواجه شود و برای همین به زودی خواهد مرد.

آراگورن تلاش کرد تا او را آرام سازد. از همین رو به او گفت :«شاید در ورای تاریکی نور نیز باشد. و اگر چنین شد، خواهانم که تو نیز آنرا بینی و خوش باشی» اما جوابش تنها این بود. Onen i-Estel Edain, ú-chebin estel anim (من به دونه داین امید دادم. ولی امیدی برایم نمانده‌است.)

گیل رائن قبل از بهار بعدی در ۳۰۰۷ دار فانی را وداع گفت.

بعد از اینکه بیلبو بگینز حلقه جادویش را به فرودو داد به سنه ۳۰۰۱ گندالف ترسش را مبنی بر اینکه حلقه یکتا دوباره پیدا شده‌است با آراگورن در میان گذاشت. دونه داین تمام مدت مراقب شایر بودند و آراگورن به گندالف پیشنهاد کرد تا دنبال گالوم بگردند. سالها آراگورن به دنبال گالم در سرزمین‌های وحشی میرکوود یا دره‌های اندویین تا به دروازه‌های سیاه و دره مورگول در اطراف موردور گشت. تا سرانجام آراگورن رد گالوم را که از موردور تا به باتلاق‌های مرگ می‌رسید یافت. او گالوم را دستگیر کرد و با خودش به میرک وود آورد. جایی که ان موجود تا قبل از فرارش در ژوئن ۳۰۱۸ زندانی بود.

در ۱ می‌۳۰۱۸ آراگورن با گندالف در سارن فورد بر روی برندی واین در جنوب شایر ملاقات می‌کند. او در ملاقاتش با جادوگر مطلع می‌شود که فرودو شایر را در پایان سپتامبر ترک می‌کند. با باور به اینکه فرودو با وجود گندالف در امان است آراگورن به سفر می‌رود و برای ماه‌ها بر نمی‌گردد. بعد آراگورن از گیلدور مطلع می‌شود که گندالف غیبش زده و اشباح حلقه در سفرند و فرودو در جاده در حال طی طریق است در حالی که تنها رفقای هابیتش او را همراهی می‌کنند.

آراگورن در غروب ۳۰ سپتامبر جستجویش را برای فرودو آغاز کرد. او درباره هابیت‌ها از تام بامبادیل شنید که در جاده شرقی در نزدیکی بری در حال سفر اند. آراگورن برای یافتن فرودو به مهمانخانه اسبچه راهوار می‌رود و او را بعد از استفاده تصادفی فرودو از حلقه می‌یابد. آراگورن به فرودو اخطار می‌دهد که اشباح حلقه در تعقیب اویند و هدایت و حمایتش را به آنها پیشنهاد می‌نماید. سپس بارلیمن نامه گندالف را که درباره آراگورن می‌باشد را به فرودو می‌دهد. در این نامه شعری وجود داشت که سروده بیلبو بود.

All that is gold does not glitter,
Not all those who wander are lost;
The old that is strong does not wither,
Deep roots are not reached by the frost.
From the ashes a fire shall be woken,
A light from the shadows shall spring;
Renewed shall be blade that was broken,
The crownless again shall be king.

و از آن پس آراگورن با فرودو و دوستانش همراه می‌شود. در این زمان او ۸۷ سال دارد و نقش خویش را در جنگ حلقه بر عهده می‌گیرد. با این کار نه تنها فرودو را در به انجام رساندن ماموریتش کمک می‌کند بلکه خود را نیز به پادشاهی نزدیک تر.

آنها عازم ریوندل می‌شوند و در ودرتاپ توسط اشباح حلقه مورد حمله قرار گرفته و پادشاه جادوپیشه فرودو را با شمشیرش زخمی می‌نماید. آنها به ریوندل می‌روند و در آنجا فرودو به کمک ارباب الروند نجات پیدا می‌نماید. در آنجا آراگورن دوباره با آرون ملاقات می‌کند و شورای الروند در ۲۵ اکتبر تشکیل می‌گردد. در ریوندل آراگورن خودش را به عنوان نواده الندیل معرفی می‌نماید و تصمیمش را بر رفتن به میناس تیریت ابراز می‌نماید. تکه‌های شمشیر نارسیل را در آهنگری‌های الف‌ها دوباره به هم جوش می‌دهند و آراگورن از آن پس آن را آندوریل، شعله غرب، می‌خواند. آراگورن در ۲۵ دسامبر ۳۰۱۸ با یاران حلقه از ریوندل خارج می‌شوند و به سمت جنوب می‌روند.

یاران به کمک آراگورن و بورومیر از میان کولاک‌ها از درگاه ردهورن می‌گذرند اما پیش روی برایشان بسیار سخت می‌گردد و برای همین بنا بر پیشنهاد گندالف مسیر موریا را انتخاب می‌نمایند. گروه در ۱۵ ژانویه ۳۰۱۹ به معادن موریا وارد می‌شوند و در تالار مزربول توسط ارک‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند. انها به سمت پل خزد-دوم فرار می‌کنند و در آنجا گندالف با بالروگ روبرو می‌شود. او پل را فرو می‌ریزد تا مسیر عبور بالروگ را نابود نماید ولی خودش هم به درون مغاک سقوط می‌کند.

از آن پس آراگورن رهبری گروه را بر عهده می‌گیرد و گروه را به سمت لوتلورین می‌برد. جایی که گالادریل بانوی جنگل طلایی را می‌شناخت. در هنگام عزیمت گالادریل جواهری سبز راکه بر روی زمینه نقره پرداخته شده بود و به سان سنجاقی با نمای عقاب را می‌مانست به آراگورن داد. چرا که آرون این را برای آراگورن در آنجا گذاشته بود. آن اله سار یا جواهر الفی بود. همان نامی که آراگورن بعد از پادشاه شدنش به آن نام شناخته شد. آراگورن لوتلورین را در ۱۶ فوریه ترک کرد و با قایق در رودخانه اندوین به سمت جنوب رفتند تا به آرگونات (ارگون‌ها) رسیدند. دو مجسمه سنگی بسیار عظیم از آناریون و ایزیلدور.

افراد در کرانه غربی آندوین در پارت گالن اردو زدند. ارک‌ها به ان‌ها حمله کردند و مری و پیپین را به اسارت بردند و بورومیر کشته شد. فرودو و سام به سمت موردور حرکت کردند ولی آراگورن، گیملی و لگولاس به تعقیب ارک‌ها پرداختند تا دو هابیت (مری و پیپین) را از چنگال آنها نجات دهند. سه شکارچی ۲۰۰ کیلومتر را در کمتر از ۴ روز طی کردند تا در ۳۰ فوریه به روهان رسیدند. در آنجا با ائومر، سومین فرمانده ریدرمارک و سوارانش ملاقات کردند. در آنجا مطلع شدند که روهیریم‌ها ارک‌ها را کشته‌اند ولی نشانه‌ای از هابیت‌ها در انجا ندیدند و به انها دو اسب، هاسوفل برای آراگورن و آرود برای لگولاس و گیملی، می‌دهند. آراگورن به مرز جنگل فنگورن می‌تازد و در آنجا با گندالف که دوباره فرستاده شده ملاقات کرده و همراه می‌شود.

از اینجا آراگورن وارد قلمرو تئودن پادشاه روهان می‌شود. گندالف در ۲ مارس به کاخ تئودن وارد شده و او روح او را از چنگال سارومان نجات می‌دهد. سپس روهیریم‌ها بنا بر نصیحت گندالف برای رهایی از حملات ایزنگارد به دژ هلم پناه می‌برند. در نبرد دژ هلم پادشاه تئودن و آراگورن در کنار هم می‌تازند و در نبرد هورن برگ با کمک افراد فانگورن و گندالف سپید پیروز می‌شوند و در بازدید از ایزنگارد که توسط آنت‌ها تصرف شده‌است مری و پیپین را دوباره می‌بیند و در آنجا پلانتیر ارتانک یافت می‌شود و آراگورن آن را تحت اختیار خود می‌گیرد. بعد پادشاه روهان تصمیم می‌گیرد برای کمک به گاندور به سمت آنان حرکت کند تا بتواند به آنها در برابر هجوم موردور �%




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -