تبلیغات
sargarmi - سر كوه بلند
liverpoole ghahreman

سر كوه بلند

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 05:02 ب.ظ

نویسنده : m s
سر كوه بلند آمد سحر باد
ز توفانی كه می آمد خبرداد
درخت سبزه لرزیدند و لاله
به خاك افتاد و مرغ از چهچهه افتاد
سر كوه بلند ابر است و باران
زمین غرق گل و سبزه ی بهاران
گل و سبزه ی بهاران خاك و خشت است
برای آن كه دور افتد ز یاران
سر كوه بلند آهوی خسته
شكسته دست و پا ، غمگین نشسته
شكست دست و پا درد است ، اما
نه چون درد دلش كز غم شكسته
سر كوه بلند افتان و خیزان
چكان خونش از دهان زخم و ریزان
نمی گوید پلنگ پیر مغرور
كه پیروز آید از ره ، یا گریزان
سر كوه بلند آمد عقابی
نه هیچش ناله ای ، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
سر كوه بلند از ابر و مهتاب
گیاه و گل گهی بیدار و گه خواب
اگر خوابند اگر بیدار ، گویند
كه هستی سایه ی ابر است ، دریاب
سر كوه بلند آمد حبیبم
بهاران بود و دنیا سبز و خرم
در آن لحظه كه دیدم روی ماهش
نسیم و لاله رقصیدند با هم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -